تبليغاتX
ما از نسل بارونيم
 
به ياد او که علت زيستن است و غايت رفتن ... الهه دل است و هم ديده ... و به ياد يار که هم ياد است و هم يادگار

تولد آیه جون

دل من دير زماني ست که مي انديشد دوستي نيز گلي ست
مثل نيلوفر و ياس...
ساقه ي ترد و ظريفي دارد
بي گمان سنگدل است
آنکه روا ميدارد
جان اين ساقه ي نازک را
دانسته بيازارد...


امروز داشتم عکسايي رو که اولين با هم تو بابلسر گرفتيم مي ديدم ....يادته ؟؟؟؟
چقدر قبلش و بعدش خوش گذشت . ياد روزايي افتادم که سعي مي کرديم واسه روزايي که با هم بوديم حرفاي خنده دار پيدا کنيم و وقتي تو مي اومدي پيشم يا من مي اومدم خونتون از صبحش به فکر اين بوديم که يه سوژه خنده دارپيدا کنيم و يا يه کار باحال انجام بديم که بهمون خوش بگذره و بهش بخنديم . ياد شبايي که ما با هم بوديم و تا صبح دنبال هم خانواده اون کلمه مي گشتيم .....
ياد روزايي افتادم که گذشت . تولد پارسالت که يه روز باروني بود و کفش من .....و اون آژانسه
و بعدش که همه بچه ها .... هر طور بود خودم و خودت و بقيه مي دونيم که چه عالي بود . فکر کنم هيچ کدوم اون روز رو فراموش نکنيم
چه زود بزرگ شدي آيه خانوم
چه زود خانومي شدي واسه خودت .
چه زود تولدت شد ....
 خرداد 30 خرداد 30 خرداد 30 خرداد........
يادم مي مونه . يادم بمونه . يادم نره ....
پارسال رو يادته که يادم رفت تولدت رو و عابد که ول نمي کرد به خدا اينقدر شرمنده شدم
ولي خودمونيما تا يه مدت فاز خنده بود ....
داداشيت هم تا 1 ماه همينطور تلفني منو ياد فراموشيم مينداخت
قول مي دم که يادم نره . خرداد رو به خاطر تو هر سال جشن مي گيرم
و بهت مي گميه آسمون ستاره . يه دريا گوش ماهي(خودت گفتي دوس داري ) ويه سبد گل تقديم تو
تولدت مبارک
بازم مي گم
اميدوارم هميشه باشي حتي اگه من نباشم ......


پ.ن : نمي خواستم غمگين بنويسم ولي نمي دونم چرا احساس مي کنم دارم دور مي شم از همه بچه ها و اين منو يه کوچولو غمگين مي کنه ....
آيه جان ببخش منو که ديگه اون زهراي شاد هميشگي نيستم . يه جورايي احساس مي کنم تابستون ازت دور مي شم و حالا هم شدم مي دوني نه ؟؟؟....  از همين الان دارم خودم رو به نبودنت عادت مي دم . خواهري خيلي دوست دارم . قول بده زهرات رو فراموش نکني .... اونم هميشه به يه خواهري مثل تو نياز داره .....
مي بوست هوار تا ....

پ.ن2: راستي امسال هم تا بهمون ناهار ندي يا تولد نگيري از کادو خبري نيستا ... گفتي کادوت گرون باشه .باشه برا شما گرون مي خريم . بازم تولد شد و هوس کيک کردم .واييييييي کاش هميشه تولد باشه  ..... .

 

  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 درساعت5:46 بعد از ظهر توسط: آیزر 

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.


درباره ما
کوچيک که بوديم دلهاي بزرگي داشتيم حالا که بزرگيم بيشتر دلتنگيم کاش همون کودکي بوديم که حرف هاش رو از نگاش مي خوندند نه حالا که اگرفرياد هم بزنيم کسي نمي فهمه دلخوشيمون اينه که سکوت بهتر از فرياد توخاليه
آيزر


صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

نوشته هاي پيشين
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384

دوستان ما

استاد عزیز دکتر طالبیــــان
ما امامـی داریم زنده
کامپیوتـــــــــر
هرگز عاشق نشو
نکته های جالب
راه بی انتهــــــا
راه بی عابـــــر
بد دردیست جان دادن به مرداب
زمونه نامــــــرد
داداش فــــراز
اصلاح طلـــــب
سر شـاخه عشق
نگــــــاه
شهــــــر پریا
خاطرات پــس از مرگـــ
زحــــــــــــل
آدونیـــــــس
حتی اگر بـــهار نیایــــــــــد
بهانه زنــدگی
چشم اندازي به سياستـــ
رقص پروانه هـــا
کتاب و سیب
آسمان آبُــــــــی
انگلیسی یعنـــــــــی این
حــس مخملــی
عشق يه دروغ بزرگه
صد فيلــــــم
آرش نامــــه
آخرين ذرات موندن
دلشــده
به سراغ من اگر می آیید
تاب بنفشه
گفتمان
پسر کهکشانی
بخون چشمک بزن
آی آدمها
لیلی پروانه شمع خداست
راحیل
برای همیشه
آموزش ناب سخت افزار و نرم افزار
صداقت گمشده
The right things, says Evrything...
شکوفه نرگس
یه دیووووونه...
حرف دل
خلوت دل
اداهای مردانه
عرفان و شعر و اندیشه
غلامرضا تختی
منیرو روانی پور
راه باران
دختر جوون
قلم و کاغذ
شهرام نساج
وارش باران عشق و زندگی
mazandsea
شرقی
الکترونیک و مخابرات
رقص اشک
سخن عشق