سال 86
نيمه گمشده...
بر گرد خاك مي ايستم
و روز را با صداي مردگان شماره ميكنم
بي شك نيلوفران
سكوت را از چشمان آدمي مي آموزند
جايي كه انگار جهان
در دره اي عميق فرو رفته است
جايي كه مردان و زنان
از خاك به آينه مي پيوندند
جايي ست نزديك به من ...به تو و به مرگ روزهاي زيبايمان
جايي كه هنوز هم چشماني منتظرند
اينك در كوچه هاي باد
تصوير هزار پرنده عاشق
هنوز برجاست
صدايت را مي شنوم
تو از كدام گوشه اين دنيا مي آيي؟
براي آمدنت تا كجا بايد صبور بود؟
مي دانم که نمي آيي
به خوابم بيا که مي خواهم کمي ازلبخندت را به من بدهي ...
تقديم به آناني كه از پيشمان رفتند و چشمانمان را غرق در انتظاري ابدي كردند......
مي خواستيم امسال هم مثل سال هاي قبل به همتون عيد رو تبريک بگيم و چند تا پيام تبريک داشته باشيم تا خوشحال شيم و شما رو هم خوشحال ببينيم .
ولي نشد . حالا که من تنهام و دارم اين پست رو مي ذارم . بهترين دوستم يکي از عزيزاشو از دست داده و من مجبورم بهش تسليت بگم .....
بچه ها سال خوبي داشته باشين و آرزو مي کنم هيچ کدوم غم نبينين .و واسه همه اونايي که باهامون نيستن هم دعا کنين ....
پ.ن : آيه جونم خيلي سخت بود که اين پست رو تنهايي بذارم . واسه تو هم آرزوهاي خوب دارم . کاش مي شد تو اين روزاي غمت هم باهات بودم ....راستي اگه ماهيا قبل عيد بميرن معنيش چيه ؟؟؟؟...