دور باید شد
دور بايد شد
پشت دريا شهري است
پشت دريا شهري است که در آن پنجره اي نيست تجلي اي نيست
که در آن عاشق و معشوق ز ديدار هم آزرده دل اند
پشت دريا شهري است که در آن بلبلکان در قفس اند بيمارند
جاي کرکس که درون قفس بلبل نيست
پشت دريا شهري است که در آن مهرو محبت مرده
که درآن بيشه ي عشقي است تهي تهي از عاشقي و راز و نياز
پشت دريا شهري است که در آنجا انسان
مي خورد خون برادر به شرنگ
با نيرنگ
پشت دريا شهري است
قايقي بايد ساخت دور بايد شد از اينجا و از آن شهر غريب
واز آن شهر غريب دور بايد شد دوووووور
پ.ن ۱:اين روزها دوست دارم دور شم از هر چي جاده ست هميشه جاده برام زيبا بود يه جور رسيدن ، يه جوراي خوبي بود .حالا مي خوام از هر چي جاده ست دور شم ، از هر چي شهره دور شم
بچپم تو خونم و گريه کنم ....گريه امونمو بريده
مي خواستيم زيبا ترين خاطره رو داشته باشم از اين سفر....
بچه ها شکر که همتون سالمين .....وگرنه من مي مردم
دوستتون دارم بيشتر از هميشه .
برا اون راننده که تو اين دنيا نيست هم دعا کنين ....
پ.ن ۲ :آيه جونم ببخش که اين پست رو تنها گذاشتم .خدا رو شکر تو باهامون نبودي ....
هنوزم هذمش برام سخته .....
ياد يکي مي افتم که تو تصادف از دستش دادم . و اين منو داغون کرده . بچه ها برام دعا کنين.....
يا علي